پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - انقلاب بيدار ساز - طاهری سید مهدی

انقلاب بيدار ساز
طاهری سید مهدی

قسمت اول
انقلاب اسلامى ايران به عنوان نقطه آغاز خيزش بيدارى اسلامى در نيمه دوم قرن بيستم، شروع دوره جديدى از ظهور اسلام با رويكرد سياسى را براى جهان اسلام نويد داده و پيروزى برجسته ترين حركت اسلامى در اين دوره، ساير حركت‌هاى اسلامى در جهان اسلام را به تكاپو واداشت. ذكر اين نكته ضرورى است كه ميزان تاثيرگذارى‌انقلاب اسلامى بر همه جوامع اسلامى يكسان و يكنواخت نبوده، بلكه با توجه به اوضاع خاصّ هر منطقه و نيز قرابت‌هاى فكرى، فرهنگى و جغرافيايى، درجه تأثيرآن متفاوت بوده است و هر اندازه كه ملت ايران در نيل به اهداف انقلابى خود با ملت‌هاى ديگر وجه اشتراك داشته اند، به همان نسبت استقبال از اين انقلاب گسترده تر بوده است.
به طور كلى آنچه كه بر همگان روشن و واضح است، اين است كه انقلاب اسلامى ايران تاثيرهاى گسترده‌اى را در وراى مرزهاى خود داشته و با توجه به پيروان و هواخواهانى كه پيدا كرد و به عنوان يك نيروى قابل محاسبه توسط دولت‌هاى خارجى و همچنين دولت‌هاى منطقه عنوان شده است؛ بدان خاطر كه »انقلاب اسلامى در ايران به دليل جذابيت شعارها، اهداف، روش‌ها، محتوا، نتايج و سابقه مشترك دينى و تاريخى و شرايط محيط منطقه و بين‌المللى، پديده اى تاثير گذار در جهان اسلام بود«.(١) در مجموع تاثير آن بر سايرين از گرايش و پذيرش ارزش‌ها و آرمان‌هاى انقلاب تا الگوبردارى شيوه‌ها و روش‌هاى اتخاذ شده، از جمله گسترش تظاهرات عمومى عليه نظام‌هاى حاكم، در نوسان بوده كه اين وضعيت زمينه‌هاى تهديد سايرين را فراهم آورده بود كه در اين راستا و در ادامه در صدديم تا به بررسى تاثير گذارى انقلاب در ميان كشورهاى مختلف پرداخته و براى سهولت اشاره به اين بحث، مناطق مورد بررسى را به ٥ قسم عمده تقسيم كرده ايم تا در خلال آنها به نقش انقلاب اسلامى ايران در بيدارى جهان اسلام بپردازيم.

١. جنوب شرق آسيا
١. ١. مالزى و اندونزى: دركشورهاى اندونزى و مالزى بدليل وجود جامعه كثرت گراى مذهبى، جنبش‌هاى احياى اسلام فعال هستند و همزمان با انقلاب اسلامى، جنبش تجديد حيات اسلام در اين منطقه نيز در حال شتاب گرفتن بود(٢) و مسلمانان؛ اعم از آنكه در كشورشان اقليت يا اكثريت بوده‌اند، نسبت به هويت خود آگاه تر شده بودند. به همين دليل بر اساس نظر شمار بسيارى از ناظران اسلام معاصر در مالزى و اندونزى، اجماع عمومى بر اين است كه انقلاب ايران تاثير مهمى بر عناصر آشنا به مذهب در اين كشورها داشت.
انقلاب اسلامى ايران براى مسلمانان آنجا بيش از آنكه به عنوان الگويى اجتماعى و قابل تكرار مطرح باشد، به مثابه منبعى الهام‌بخش تلقى گرديد و موجب تجديد توان حركت انقلاب اسلامى در اين جوامع شد كه بازتاب انقلاب در اين كشورها داراى دو بعد بوده است: از يكسو پيروزى انقلاب اسلامى و انعكاس رسانه‌اى آن، موجب تقويت احساس هويت مذهبى در ميان مسلمانان و نيز تسريع روند تجديد حيات سياسى اسلام در اين جوامع گرديد؛ زيرا تلاش جامعه مسلمان ايران در سرنگونى دولت ضد دينى، تاثير مثبتى بر آنها داشت كه با شكل گيرى انقلاب اسلامى در ايران، برخى از ناظران و مفسران رويدادهاى اسلامى پيش بينى كردند كه كشورهايى همانند مالزى و اندونزى‌توانند تبديل به »ايرانى ديگر« گردند. (٣)
از سوى ديگر انقلاب ايران توانايى حكومت‌هاى مالزى و اندونزى را در توجيه نظارت و سركوب جنبش‌هاى مخالفان اسلام گرا تقويت كرده و آنها نيز براى بى اعتبار ساختن هر گونه مخالفت اسلامى به طرح اتهام‌هايى، چون اسلام راديكال، پرداخته و در صدد افزايش تلاش‌ها در نظارت بر نقش سياسى آن دسته از نيروهاى اسلامى‌برآمدند كه آنها رإ؛ ّّ براى سياست دولت زيانبار تلقى مى‌كردند. لذا دولت‌هاى اين دو كشور تلاش كردند تا آنها را از طريق تلفيق مجموعه اى از گزينش، تهديدها، افزايش مراسم و سخنرانى‌هاى مذهبى، و مراقبت و نظارت بيشتر بر فعاليت‌هاى مذهبى مهار كنند. (٤) در عين حال سعى كرده‌اند كه برخوردى محتاطانه با انقلاب اسلامى داشته باشند و بنا به ملاحظات داخلى و خارجى هر چند در مقاطعى نيز ناگزير از اصلاح و تعديل مشى خود به نفع مسلمانان شده‌اند، ولى همواره تلاش كرده‌اند كه ضمن حفظ روابط رسمى سياسى با ايران، از طرق مختلف مانع گسترش و تعميق مفاهيم انقلاب اسلامى در جامعه خويش شوند.
در اين راستا در كشور اندونزى از آنجايى كه مبلغان مسلمان و سازمان‌هاى سياسى همواره خواستار ابراز حمايت دولتمردان خود نسبت به امام و انقلاب بودند، اما دولتمردان على رغم سكوت ظاهرى خود با نگرانى جدى به انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى مى‌نگريستند؛(٥) بدان خاطر كه مسلمانان اندونزيايى ميان ايران و كشور خود يكسرى شباهت‌هايى را احساس مى‌كردند كه باعث علاقه مندى آنها به انقلاب اسلامى مى‌شد كه از جمله آنهاتوان به تلاش ايران براى رهايى از سلطه يك ابرقدرت، به كارگيرى درآمدهاى نفتى‌براى توسعه كشور و استفاده از اسلام براى رهايى از چنگ كاپيتاليسم و سوسياليم در سطح ملى و بين‌المللى‌اشاره كرد.(٦)
دولت مالزى نيز على رغم اينكه در كنار قوميت، براى اسلام در حيات سياسى اين كشور نيز اهميت قايل است، اما هيچ گاه نگرانى خود را از بروز حركت‌هاى اسلامى پنهان نكرده و معمولا رفت و آمد رهبران محلى واسلامى به ايران را زير نظر داشته و ضمن كنترل روابط دو جانبه، مانع تأثير سياسى انقلاب ايران بر مسلمانان كشورش شد؛ زيرا مسلمانان اين كشور، با علاقه زيادى حوادث ايران را پى‌گيرى كرده و مجذوب شخصيت امام خمينى شده بودند. (٧)
١. ٢. فيليپين: كشور فيليپين با اكثريت جمعيت مسيحى، پس از رهايى از استعمار اسپانيا به تدريج تحت حاكميت آمريكا درآمد. (٨) در كشور فيليپين مسلمانانى كه به »مورو« معروف هستند، تنها ٥% از جمعيت اين كشور را تشكيل مى‌دهند. بسيارى از مسلمانان در اين كشور، سرنگونى شاه ايران را نمونه اى از غضب الهى دانسته و آن را نشانه‌اى محتمل براى سرنوشت پادشاه خود دانستند. (٩)
با پيروزى انقلاب اسلامى ايران، شاهد تاثير دامنه انقلاب اسلامى در اين كشور هستيم، از جمله اينكه تشكيل حكومت در ايران باعث بيدارى، اميد و اعتماد به نفس مسلمانان اين كشور شد و در واقع اين انقلاب براى آنها توانايى اسلام را در رهبرى مردم سركوب شده جهت مقابله با رژيم‌هاى فاسد و تحت ستم خارجى آشكار نمود . در اين راستا ايران نيز با حمايت از مبارزه جبهه آزاديبخش ملى مورو، گرايش‌هاى سياسى از پيش موجود را قوت دوباره اى بخشيده و خيزش اسلامى را با ايجاد روحيه و حمايت از مبارزات مسلحانه عليه دولت مانيل تشديد كرد و در راستاى حمايت از مسلمانان فيليپين، مبادرت به تحريم صدور نفت به آنجا ورزيد. (١٠) پس از سقوط استبداد »رژيم ماركوس« در سال ١٩٨٦، روابط طرفين از حالت تيرگى خارج شده و طرفين داراى روابط مبتنى بر صلح و توسعه پايدار شده(١١) و در حال حاضر سازمان‌هاى فرهنگى ايران نيز به طور وسيعى در آنجا فعال هستند.

٢. شبه قاره هند
گسترش افكار انقلابى در شبه قاره هند نيز بى‌تأثير نبوده و ما در صدديم تا در اين منطقه به بررسى بازتاب انقلاب اسلامى در كشورهاى افغانستان، پاكستان، هند، كشمير و بنگلادش بپردازيم.
٢. ١. افغانستان: تأثير انقلاب اسلامى بر افغانستان، به دليل اشتراكات فرهنگى و زبانى دو كشور، پيش از پيروزى‌انقلاب در قالب مقاومت مردم در برابر كودتاى كمونيستى طرفدار شوروى نمود يافت. به فاصله ٩ ماه پس از وقوع كودتاى ماركسيستى در كابل، انقلاب اسلامى در ايران نيز به پيروزى رسيد و به سرعت تأثيرهايى در ابعاد مبارزاتى و سياسى افغانستان بر جاى گذارد. همچنين پس از پيروزى انقلاب ايران و اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروى نيز ،گروه‌هاى شيعه و سنى كه اكثرا نام اسلام را حمل مى‌كردند (مجاهدين افغانى)، از انقلاب اسلامى‌الهام گرفته و بدون شك تأكيد اين گروه‌ها به اسلام تحت تأثير اين انقلاب صورت گرفته بود. (١٢) همزمانى ورود نيروهاى ارتش سرخ به افغانستان با اتفاقات داخلى ايران، باعث توجه و عنايت خاص مسئولان انقلاب اسلامى به اين سرزمين شد و لذا در كنار آثار عميق معنوى بر روند جهاد مردم افغانستان، تاكتيك‌هاى‌مبارزاتى مردمى كه در جريان مبارزات گسترده مردم مسلمان ايران عليه رژيم شاه به كار گرفته شده بود، بر شيوه مبارزاتى افغان‌ها نيز تأثير بسزايى گذارده و قيام‌هاى مردمى در شهرهاى هرات و كابل در سال ١٩٧٩ نمونه‌هاى‌اوليه و مهم از شيوه‌هاى جهادى مردم مسلمان ايران بود كه فضاى مبارزه مردم مسلمان افغانستان را دچار تحولى بنيادين كرد(١٣) و ايران نيز با استفاده از اين موقعيت مردمى، به سازماندهى و انسجام گروه‌هاى مبارز و جهادى پرداخت.
با خروج نيروهاى شوروى از افغانستان، مبارزات مجاهدين افغانى ماهيت ديگرى پيدا كرده و از جنبه جهادى و عقيدتى، حالتى سياسى و اقتصادى به خود گرفت و گروه‌هاى جهادى به منظور تقسيم و تثبيت قدرت خويش با يكديگر به نزاع پرداختند كه در نهايت اين اختلافات منجر به جنگ داخلى در افغانستان شد. با تداوم مناقشه افغانستان و تضعيف گروه‌هاى جهادى، زمينه براى به صحنه آمدن گروه طالبان فراهم شد و آنها با حمايت‌هاى قدرت‌هاى خارجى، از جمله آمريكا و عربستان براى مدتى در موازنه قدرت از سايرين پيشى گرفتند. از جنبه سياسى‌ايدئولوژيك نيز ضمن ارائه قرائت خاصى از اسلام، مدلى هم براى حكومت اسلامى و مملكت دارى مطرح كردند كه در تقابل با اسلام ناب بوده و لذا به تدريج با توسعه حوزه نفوذ آنها در افغانستان، تمام سرمايه گذارى ايران در افغانستان با مانع مواجه شد. پس از حادثه ١١ سپتامبر، گرچه تداوم اين روند با فروپاشى قدرت آنها توسط آمريكا دستخوش تغيير و تحول گرديد؛ ولى ذكر اين نكته ضرورى است كه ايران همواره با حمايت برخى گروه‌هاى اسلامى، به دنبال گسترش آرمان‌هاى اسلامى در اين كشور بوده است.
٢. ٢. پاكستان: پاكستان به عنوان يكى از همسايگان مهم ايران، از لحاظ سياسى و اجتماعى در معرض تاثير گذارى‌انقلاب اسلامى واقع شد. گرچه در توالى و تقارن انقلاب اسلامى، هيجانات مردمى و تخيلات اجتماعى در تأسى از انقلاب در پاكستان چشمگير بود؛ اما در اين كشور نيز هم زمان با انقلاب اسلامى، با كودتاى نظاميان به رهبرى »ضياء الحق«، وى با تسلط بر كشور خود سردمدار احياى اسلام گرديد كه در اين خصوص بايد خاطر نشان كرد كه وقوع چنين امرى گرچه احتمال دارد كه ناشى از الزام‌هاى تاريخى و انگيزه‌هاى شخصى باشد؛ ولى علاوه بر آن مى‌توان ادعا نمود كه تاكتيكى براى كنترل اسلام‌گرايى و انقلاب‌گرايى برخاسته از تحولات ايران بوده است.
هم زمانى كودتاى نظامى مذكور با انقلاب اسلامى ايران، نتوانست مانعى براى گسترش افكار آرمانى انقلاب اسلامى ايران در اين كشور گردد؛ بدان خاطر كه با وقوع انقلاب اسلامى ايران، بارقه اميد را در دل مسلمانان به خصوص شيعيانى كه خواستار تشكيل حكومت اسلامى و اجراى احكام اسلامى در كشورشان بودند، زنده كرد. گواه بر اين مطلب اين است كه عدم آگاهى شيعيان پاكستان از مكتب تشيع - خلاصه شدن فهم آنها از تشيع اثنى عشرى در عزادارى‌ها و همچنين رواج خرافات در ميان آنها - باعث شده بود تا شيعيان در محيط كار و اجتماع، مراكز آموزشى و دانشكده‌ها مورد تمسخر اطرافيان خود قرار گرفته و شيعه بودن خود را مخفى كنند، اما پس از انقلاب اسلامى از يك سو با گسترش ارتباط شيعيان پاكستان با حوزه‌هاى علميه آنها آگاهى مذهبى عميق‌ترى پيدا كرده و بدين ترتيب اعتماد به نفس لازم در ميان آنها پديد آمد.(١٤)
با ايجاد آگاهى ناشى از انقلاب اسلامى ايران در ميان شيعيان پاكستان، به تدريج آنها با خروج ازحالت انزوا به انسجام و سازماندهى نيروهاى خود توجه كرده و در اين راستا در آوريل ١٩٧٩ ،گردهمايى عظيمى را در ايالت پنجاب به رهبرى »علامه مفتى جعفر« در اعتراض به ناديده گرفته شدن فقه جعفرى در قوانين اسلامى كشور و تحميل فقه حنفى، برگزار كردند(١٥) كه اين اقدام شيعيان عليه دولت وقت حتى در تاريخ پاكستان بى‌نظير بود. آنها با اين اقدام ضمن نشان دادن خروج شيعيان از انزوا، خواستار تأثيرگذارى بر سياستگذارى‌هاى كشور شده و يكى از بزرگ ترين ثمرات اين اقدام آن بود كه ضياءالحق اعلام كرد كه در آينده در همه قوانين كشور فقه جعفرى را لحاظ كرده و قانونى مخالف آن تصويب و اجرا نخواهد شد.(١٦)
در ادامه فعاليت‌هاى شيعيان جهت دست يابى به حقوق شيعيان در جامعه پاكستان، دومين اجتماع در جولاى١٩٨٠ در اسلام‌آباد تشكيل گرديد كه در آن شيعيان خواستار »تعيين سهميه مخصوص از پست‌هاى مهم دولتى‌شده و از دولت خواستند كه در تبليغات مذهبى راديو و تلويزيون به شيعيان نيز به طور مساوى فرصت تبليغ مذهبشان داده شود«.(١٧) همچنين تجمع ديگرى در جولاى سال ١٩٨٧ با سخنرانى »عارف حسين الحسينى« برگزار شد كه وى در دفاع از حقوق شيعيان، مطالب بسيار تندى عليه استكبار جهانى، وهابيون و رژيم ضياءالحق ابراز داشت. (١٨)
به دنبال بسط نفوذ و قدرت اجتماعى شيعه ناشى از گسترش آگاهى متاثر از انقلاب اسلامى ايران، ترس از الگوبردارى انقلاب اسلامى در پاكستان، سبب بروز عكس العمل‌هايى از سوى رژيم پاكستان، وهابيت، عربستان سعودى و آمريكا شد. در اين زمينه دولت پاكستان نيز براى پيشگيرى از تكرار حوادث مشابه انقلاب اسلامى ايران در داخل كشور پاكستان، با توجه به فراهم شدن زمينه‌هاى آن توسط شيعيان، سياست نزديكى بيشتر به غرب و كشورهاى ثروتمند عربى حاشيه خليج فارس را در پيش گرفت. همچنين گروه‌هاى وهابى نيز از سال ١٩٨٣ خشونت‌هاى گسترده اى را عليه شيعيان در اين كشور اعمال كردند كه از جمله مهم‌ترين خشونت‌ها در دهه ١٩٨٠، مى‌توان به حمله وهابى‌ها به روستاهاى شيعه‌نشين در شمال پاكستان، ترور مسئولان ايرانى و شهادت عارف الحسينى رهبر شيعيان پاكستان اشاره كرد كه در اين راستا وهابيون با كمك عربستان براى جلوگيرى از نفوذ انقلاب اسلامى در اين كشور اقدام‌هاى ديگرى نيز انجام دادند كه كمك‌هاى مالى عربستان به دولت پاكستان، اعطاى وام‌هاى بدون بهره و همكارى‌هاى نظامى و امنيتى، تأسيس حوزه‌هاى علميه، دانشگاه‌ها، كتابخانه‌ها و مساجد از جمله آنهاست. (١٩)
در مقابل جمهورى اسلامى ايران نيز همواره فعاليت‌هاى زيادى در گسترش افكار انقلابى در پاكستان انجام داده كه نتايج مطلوبى را نيز به همراه داشته كه مهم‌ترين آنها عبارتند از: تقويت موقعيت دينى و سياسى شيعيان در جامعه، به ويژه در برابر دولت سنى، ارتقاء سطح فكرى و بينش سياسى در نسل جوان شيعه، تشكيلاتى تر شدن گروه‌هاى شيعى، افزايش اقبال به سمت روحانيت و تقويت اين نهاد در ميان شيعيان، تقويت روحيه مبارزه و مقاومت اسلامى در برابر حكومت‌هاى داخلى و دولت‌هاى بيگانه.(٢٠)
٢. ٣. هند: ايران در چشم هندى‌ها از يك سابقه تاريخى و الهام بخش برخوردار بوده و اين امر به طور خاص نزد مسلمانان هند، به خصوص شيعيان اين كشور برجسته مى‌باشد. با پيروزى انقلاب اسلامى در ايران به عنوان يك پديده بزرگ و شگرف، از آنجايى كه توجه كليه جهانيان به پتانسيل دينى و سياسى اسلام جلب شده و اخبار آن در سراسر جهان منتشر شد، لذا مسلمانان هند نيز به عنوان اقليت تحت فشار در كشور هند، در معرض تاثير پذيرى از آن قرار گرفتند كه شاهد اين مدعى حضور تعداد زياد طلبه علوم دينى از كشور هند در ايران است كه استقبال آنها از انقلاب اسلامى مى‌تواند ناشى از اهداف گوناگونى باشد؛ از يكسو عرضه انقلاب و تقاضاى تاريخى و معنوى مسلمانان محتمل بوده و از سوى ديگر نيز مسلمانان محروم و مستضعف همانند هندى‌ها كه خود را مستحق دريافت حمايت‌هاى مادى از مسلمانان ثروتمند همانند ايران و ساير كشورهاى خاورميانه دانسته، احتمال گرايش و تمايل به ايران را دارد.
٢. ٤. كشمير: بررسى بازتاب انقلاب اسلامى در هند، ذهن همه را به سمت كشمير معطوف مى‌كند؛ زيرا از لحاظ تاريخى، ايران خاستگاه و پايگاه صدور و تبليغ اسلام براى آنان بوده است و همچنين وجود عوامل همگرايى بين ايران و مردم كشمير، از جمله دين، مذهب، فرهنگ، زبان، جغرافيا و... به گونه‌اى نافذ و جاذب از زمينه‌هاى تأثيرگذارى انقلاب بر ساكنين مظلوم كشمير بوده و (٢١) در اين كشور كه آن را به دلايل فرهنگى - تاريخى »ايران صغير« خوانده‌اند، شعارهاى انقلاب اسلامى در ناآرامى‌هاى اين كشور به چشم خورده و اهالى »كشمير آزاد« به شدت طرفدار انقلاب اسلامى‌اند.(٢٢) همچنين تأثير انقلاب اسلامى بر آنها در انتخاب مساجد به عنوان پايگاه‌هاى مبارزه و همچنين شعارهاى آنها، به وضوح قابل مشاهده بوده و ايران نيز همواره ظلم و تعدى كشور هند را به مسلمانان اين كشور محكوم كرده است .
٢. ٥. بنگلادش: شواهد حاكى از اين است كه انقلاب اسلامى ايران در بين مسلمانان بنگلادش نيز بازتابهايى‌داشته و زمينه‌هاى مساعد بازتاب انقلاب ايران در اين كشور ناشى از سابقه تاريخى و سياسى اسلام در اين سرزمين بوده است. اسناد موجود در اين زمينه حاكى از آن است كه انقلاب اسلامى ايران در اين كشور سبب تشكيلاتى شدن اقليت شيعيان در آنجا شده است (اسناد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى) و مهم ترين عاملى كه منجر به بازتاب انقلاب ايران در آنجا شده، حضور طلاب علوم دينى در مدارس مركز جهانى علوم اسلامى بوده و در اين زمينه تشكيلات دينى كه به تاسى از انقلاب اسلامى در آنجا ايجاد شده، به تبليغ انقلاب اسلامى پرداخته اند .

٣. آسياى مركزى، قفقاز و تركيه
٣. ١. آسياى مركزى و قفقاز: تاريخ منطقه آسياى مركزى و قفقاز با فرهنگ اسلامى و سنن ايرانى گره خورده و مناطقى كه اكنون به صورت جمهورى‌هاى مستقل درآمده اند، در قرون متمادى جزئى از قلمرو ايران بوده‌اند(٢٣) از اين رو ريشه عميق فرهنگى ايران در منطقه جمهورى‌هاى آسياى مركزى به حدى است كه على رغم تلاش‌هاى ٧٠ ساله حاكميت كمونيسم، هنوز هويت اين اقوام بخشى از هويت ايرانى به شمار مى‌رود. عمق اين پيوندها نه تنها رهبران جمهورى‌هاى شوروى سابق را مجبور به اعتراف‌هاى مكرر به قدرت معنوى فرهنگ ايران در اين كشورها كرده؛ بلكه بسيارى از مسلمانان اين منطقه براى كسب وجهه بيشتر، بارها از علائق شخصى خود به فرهنگ ايرانى دم زده‌اند(٢٤) و لذا اين تمايل در كنار اتخاذ سياست »نه شرقى نه غربى« و گسترش افكار انقلابى به ساير كشورها، باعث شد تا ايران تهديدى براى شوروى به حساب آيد.
على رغم مقابله شوروى با نفوذ افكار آرمانى انقلاب اسلامى در اين منطقه، اشتراكات دينى، نژادى و فرهنگى اين كشورها با ايران، عاملى مهم در تاثيرگذارى انقلاب اسلامى ايران بر اين كشورها، تجديد حيات اسلام و تقيّد عملى آنها به اسلام بوده است. انقلاب اسلامى ايران براى آنها يكسرى جذابيت‌هايى داشت كه منافع شوروى را در خطر مى‌انداخت كه از جمله آنها عبارتنداز: وجهه ضد امپرياليستى انقلاب اسلامى، ماهيت مردمى و وعده‌هاى آن مبنى‌بر كنار نهادن ديوانسالارى فاسد كهن و روى كارآوردن نسل جديد از رهبران جوان مردمى و....(٢٥) در اين راستا وجود عواملى، همچون حضور مردم در مساجد و تبديل امام خمينى به سمبل سياسى در اين منطقه باعث شده بود تا سياستمداران شوروى همواره نگرانى خود را از رسوخ اسلام سياسى - پيامد گريز ناپذير گسترش رابطه اين جمهورى‌ها با ايران - ابراز كرده و هميشه سعى داشتند كه تا حد ممكن مسلمانان مناطق اتحاد شوروى را از ايران دور نگه دارند.(٢٦)
بيدارى اسلامى در بين مسلمانان شوروى قبل از آنكه به بلوغ برسد و به يك جريان نيرومند و آشكار سياسى در مقابله با حزب كمونيست تبديل شود، با فروپاشى شوروى مواجه شد. فروپاشى اتحاد جماهير شوروى و جمهورى‌هاى جديد مستقل در آسياى مركزى و قفقاز، تغيير بسيار مهمى به شمار مى‌رفت كه مى‌توانست در اين موقعيت موجود، اسلام را به عنوان جايگزين مطلوب براى ايدئولوژى كمونيستى مطرح نمايد. ترس از تجديد حيات اسلام و گسترش اسلام انقلابى، چنان غرب را به تكاپو واداشت كه با تلاش در زمينه‌هاى توسعه سياسى و اقتصادى‌اين منطقه، به كوتاه نگه داشتن دست ايران از منطقه پرداخته و دولت‌هاى غربى به خصوص آمريكا سعى‌نمودند تا با معرفى تركيه به عنوان كشورى مدرن با تجارت آزاد و جدايى كامل دين از سياست بعنوان سمبلى براى اين جمهورى‌ها، به طور غير مستقيم سياست‌هاى خود را در اين منطقه دنبال كنند.(٢٧)
ايران نيز بدليل درگيرى با بحران‌هاى ناشى از جنگ، هنوز يك الگوى نظرى و عملى شفاف در مورد جامعه و دولت‌هاى اسلامى منطقه تدوين نكرده بود كه اين امر از تاثيرپذيرى جمهورى‌هاى مسلمان از ايران‌كاست و در عين حال، اثر گذارى انقلاب اسلامى در اين ممالك با چالش و رقابت جدى از سوى كشورهاى اسلامى، روسيه، آمريكا، اسرائيل و اروپا روبروبود.(٢٨)
٣. ٢. تركيه: تركيه دروازه اسلام با اروپا و تنها كشور مسلمان همسايه اروپاست. روابط فرهنگى ايران با اين كشور، ريشه در قرون طولانى داشته و خاستگاه اصلى اين دو كشور كه همواره در تمام ابعاد اجتماعى طرفين تاثيرگذار بوده است، ناشى ازاعتقاد مشترك هر دو ملت به دين اسلام بوده است.(٢٩) اين دو كشور در قرون گذشته به عنوان امپراطورى‌هاى اسلامى همواره رقيب يكديگر در عرصه‌هاى سياسى و دينى بوده اند؛ بدان خاطر كه از يكسو ايران بعد از تركيه از حيث جمعيت بيشترين ترك زبان را داشته و از سوى ديگر نيز تركيه جمعيت زيادى از شيعيان علوى را در خود جاى مى‌داد كه عوامل فوق در كنار مجاورت سرزمينى باعث مى‌شد تا دو امپراطورى بزرگ ايران و عثمانى همواره در عهد صفوى و قاجار با يكديگر در رقابت باشند.
تشابهات حكومت پهلوى با »كماليسم« در تركيه و اهميت دو كشور در استراتژى‌هاى دفاعى و امنيتى غرب، زمينه را براى همگرايى هر چه بيشتر دو كشور فراهم آورده و بدين ترتيب طرفين در پيمان‌هاى منطقه اى مشترك عضو بوده و اشتراك منافع دو كشور باعث شد تا روابط نزديك و صميمانه‌اى بين آنها ايجاد گردد.
پيروزى انقلاب اسلامى در كشورى همچون ايران كه اشتراكات بسيارى با كشور تركيه در عرصه‌هاى سياسى و دينى داشت، معادلات را به هم ريخته و بدين ترتيب انقلاب اسلامى به يك تهديد براى كشور لائيك تركيه تبديل شد؛ بدان خاطر كه تركيه با دارا بودن جمعيت مسلمان مى‌توانست سر پل نفوذ اسلام‌گرايى به قفقاز، بالكان و كشورهاى‌اروپايى باشد و همچنين اين كشور به دليل همجوارى جغرافيايى و نيز به خاطر اشتراكات قومى، زبانى و مذهبى، اهميت بسزايى براى ايران داشته است و لذا انقلاب اسلامى ايران تاثير مثبتى بر مردم تركيه گذارده و در اين زمينه »جميله كديور« اظهار مى‌دارد:
»اعتقادات ديرينه و اسلامى مردم تركيه با پيروزى انقلاب اسلامى و مشاهده دفن سلطه آمريكا جانى تازه گرفته بود و آنها با اعتماد به نفس فزاينده دريافتند كه استقلال و عزت اسلامى بازگشتنى است ... در اين راستا تجديد حيات اسلام در تركيه، بحران‌هاى سياسى را در اين كشور تشديد كرد«.(٣٠) بدين ترتيب پيروزى انقلاب اسلامى، دولت تركيه را با بحران مواجه ساخت و طبعا انتظار مى‌رفت كه از سوى تركيه نيز براى مقابله با امواج انقلاب اقداماتى صورت گيرد. شكل گيرى كودتاى نظامى ١٢ سپتامبر ١٩٨٠ و تقارن آن با انقلاب اسلامى مى‌تواند اين فرضيه را تقويت كند كه روى كار آمدن نظاميان در تركيه بخشى از استراتژى مهار انقلاب اسلامى بوده است. شاهد اين مدعا اين است كه ژنرال »كنعان اورن« هدف از اين كودتا را متوقف كردن روند رو به گسترش اسلام‌گرايى دانسته و خاطر نشان كرد: »اگر اين آتش به موقع خاموش نشود، ممكن است سراسر كشور را فرا گيرد«. گرچه اين كودتا با هدف مقابله با اسلام گرايى و غير سياسى كردن جامعه تركيه بود؛ ولى نتوانست مانع رشد حركت‌هاى اسلام گرايى و گرايش به حجاب در ميان مردم تركيه گردد؛ بلكه به عكس گروه‌هاى اسلام گراى تركيه بعد از سال ١٩٨٠ رشد بسزايى داشته و در اين راستا ورود و خروج حزب اسلام‌گراى رفاه، حزب فضيلت و نهايتا حزب توسعه و عدالت به صحنه سياسى آن كشور، نوعى چالش جدى براى نظام لائيك تركيه تلقى مى‌گردد.
ادامه دارد...

× مقاله حاضر از دبيرخانه دومين جشنواره هنر آسمانى به دفتر نشريه ارسال شده است.

پى نوشت‌ها:
١. اسپوزيتو جان ال، انقلاب اسلامى و بازتاب جهانى آن، ترجمه محسن مدير شانه چى، تهران؛ مركز بازشناسى اسلام و ايران، ٢٤٤:١٣٨٢
٢. امرائى حمزه، انقلاب اسلامى ايران و جنبش‌هاى اسلامى معاصر، تهران ؛ مركز اسناد انقلاب اسلامى، ٢٥٨:١٣٨٣.
٣. اسپوزيتوجان ال، انقلاب اسلامى و بازتاب جهانى آن، ترجمه محسن مدير شانه چى، تهران؛ مركز بازشناسى اسلام و ايران،٢٥٦:١٣٨٢.
٤. محمدى محمدى منوچهر، بازتاب جهانى انقلاب اسلامى، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، ١٣٨٥: ٤٦٩ و ٤٧١
٥. راهاجو دوام، جنبش‌هاى اسلامى در مالزى و اندونزى، فصلنامه انقلاب اسلامى، سال اول، شماره ٢، تابستان ١٣٧٨: ٧٢.
٦. محمدى محمدى منوچهر، بازتاب جهانى انقلاب اسلامى، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى،١٣٨٥: ٤٥٢ - ٤٥٣.
٧. گلى زواره غلامرضا، شناخت كشورهاى اسلامى و نواحى مسلمان نشين، قم؛ مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، ١٣٨٠: ٢٣٠ - ٢٣١.
٨. محمدى محمدى منوچهر، بازتاب جهانى انقلاب اسلامى، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى،١٣٨٥: ٤٨٣ و ٤٨٥
٩. اسپوزيتوجان ال، انقلاب اسلامى و بازتاب جهانى آن، ترجمه محسن مدير شانه چى، تهران؛ مركز بازشناسى اسلام و ايران،١٣٨٢: ٢٨٥.
١٠. محمدى محمدى منوچهر، بازتاب جهانى انقلاب اسلامى، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى،١٣٨٥: ٤٩٤ و ٤٩٥
١١. ملكوتيان مصطفى، تأثيرات منطقه‌اى و جهانى انقلاب اسلامى، مجله دانشكده حقوق و علوم سياسى، شماره ٦١، ١٣٨٢: ٢٧٦ - ٢٧٧
١٢. محمدى محمدى منوچهر، بازتاب جهانى انقلاب اسلامى، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى،١٣٨٥: ٤٣٣
١٣. شهبازى محمد باقر، بررسى اجمالى موقعيت كنونى شيعيان پاكستان، نامه فرهنگ جمهورى اسلامى ايران، سال ١٣٦٨-١٣٦٧:١٣٦٩.
١٤. گلى زواره‌غلامرضا، شناخت كشورهاى اسلامى و نواحى مسلمان نشين، قم؛ مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى،٢١٤:١٣٨٠.
١٥. محمدى محمدى منوچهر، بازتاب جهانى انقلاب اسلامى، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى،١٣٨٥ : ٤٢٦ - ٤٢٧.
١٦. روزنامه رسالت، ٢٦/ ٦/ ١٣٦٧.
١٧. نصوحيان مهدى، شيعيان پاكستان و انقلاب اسلامى، سايت مركز اسناد انقلاب اسلامى، WWW.irdc.ir/article.
١٨. بختيارى عليرضا، گزارشى از شيعيان و اهل سنت پاكستان، سازمان تبليغات اسلامى، ٤:١٣٦٣
١٩. نعيميان ذبيح الله، انقلاب اسلامى و بازتاب آن بر پاكستان، سايت مركز اسناد انقلاب اسلامىWWW.irdc.ir/article.
٢٠. حشمت زاده محمد باقر، تأثيرات اسلامى ايران بر كشورهاى اسلامى، تهران؛ پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، ١٣٨٥: ٢٥٩.
٢١. ملكوتيان مصطفى، تأثيرات منطقه‌اى و جهانى انقلاب اسلامى، مجله دانشكده حقوق و علوم سياسى، شماره ٦١، ١٣٨٢: ٢٧٧.
٢٢. گلى‌زواره غلامرضا، شناخت كشورهاى اسلامى و نواحى مسلمان نشين، قم؛ مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى،١٣٨٠: ٢٨٦
٢٣. شيخ عطار على رضا، ريشه‌هاى رفتار سياسى در آسياى مركز و قفقاز، تهران، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، ١٣٧١: ١٩٣.
٢٤. بنيگسن الكساندر و مرى براكس آپ، مسلمان شوروى، گذشته، حال و آينده، ترجمه كاوه بيات، تهران؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ١٩٣:١٣٧٠.
٢٥. كديور جميله، رويارويى انقلاب اسلامى ايران و آمريكا، تهران؛ نشر اطلاعات، ١٣٧٩: ١٢٩.
٢٦. محمدى محمدى منوچهر، بازتاب جهانى انقلاب اسلامى، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى،١٣٨٥: ٣٥٧
٢٧. حشمت زاده محمد باقر، تأثيرات اسلامى ايران بر كشورهاى اسلامى، تهران؛ پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، ١٣٨٥: ٢٠٣.
٢٨. محمدى محمدى منوچهر، بازتاب جهانى انقلاب اسلامى، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى،١٣٨٥: ٣٧٦ - ٣٧٧.
٢٩. كديور جميله، رويارويى انقلاب اسلامى ايران و آمريكا، تهران؛ نشر اطلاعات، ١٣٧٩: ١٢٥.
٣٠. ملكوتيان مصطفى، تأثيرات منطقه‌اى و جهانى انقلاب اسلامى، مجله دانشكده حقوق و علوم سياسى، شماره ٦١، ١٣٨٢: ٢٧٧